تبليغاتX
خاطرات نانوشته

خاطرات نانوشته

خستگی

امشب تنها هستم ، حوصلم سر رفته ، فکر کنم احتیاج به یک مسافرت چند روزه دارم . دلم می خواد مدتی از محیط کار دور باشم. احساس خستگی می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:21  توسط سانچو  | 

4-مادها و آریایها

من زیاد تاریخ کهن را مطالعه نکردم ، ولی امروز یه چیزی شنیدم برام جالب بود . یکی از همکارام لر زبان هستند ، امروز داشت بحث می کرد و می گفت اره مادها زودتر از آریایها وارد ایران شدند و لر ها همون مادها هستند!!! حالا من نمی دونم واقعا همینطور است یا نه

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 18:18  توسط سانچو  | 

3-مار و پونه

میگن مار از پونه بدش میاد دم در خونش سبز میشه ، حالا شده قضیه من و ای محموتی (احمدی نژاد) من از این طرف خوشم نمیاد اینم زرتی بلند شده اومده اینجا و مثل همیشه از اون سخنرانیهای مسخرش .طرف فکر میکنه داره با بچه دبستانی صحبت می کنه میگه اگه این مسئول این کار را انجام نداد گوشش را می کشم !!!! ادم نمی دونه به سخنرانیهاش بخنده یا از اینکه چنین ریس جمهور چلمنگی داره گریه کنه. واقعا دلم برای خودم می سوزه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 5:18  توسط سانچو  | 

2- بوی.....

تو منطقه چون 18 پتروشیمی است منطقه همیشه بوی مواد شیمیایی مثل امونیاک گوگرد و ...... می ده . یه همکاری دارم میگه از بوی امونیاک از بوی گوگرد کلا از بوی مواد شیمیایی خوشم میاد همشون بوی پول می دن !!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 17:59  توسط سانچو  | 

از نو

بالاخره بعد از گذشت ثانیه ها ، دقایق ، ساعتها ، روزها ، خلاصه کلی ماه برگشتم. الان همتون اشک شوق از چشماتون سرازیر شده .تو رو خدا زیاد اشک نریزید ..........
نمی دونم از کجا شروع کنم .ولی فکر کنم اولین سوالی که می کنید اینکه چرا اینجا شروع کردم ؟ قضیه اش طولانی است فقط بگم من اینجا به سایت بلاگ اسکای دسترسی ندارم (البته به 90 درصد سایتهایی که شما دسترسی ندارید من دارم ) . البته از بلاگفا هم گله دارم چون یه وبلاگ داشتم به این ادرسlastword.blogfa.com ولی نمی دونم به چه دلیلی وبلاگ من را حذف کرده و در اختیار یکنفر دیگه قرار داده است !!!!! به خاطر همین مجبور شدم چنین وبلگی را درست کنم …. به هر حال بگم من برگشتم با همون خصوصیات گذشته فقط گیر می دم و اشکال می گیرم .خلاصه سانچو همون سانچو است
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 17:53  توسط سانچو  |